هشتم مرداد، سالروز به قتل رسیدن جاوید نام اکبر محمدی، اسطوره مقاومت در زندان اوین

اکبر محمدی در هشتم مردادماه ۱۳۸۵ و در حالی که در اعتراض به دستگیری مجدد و توقق وضعیت وخیم درمانی اش، در نهمین روز از اعتصاب غذای نامحدودش به سر می برد، به طرز مشکوکی جان باخت.

نامه سرگشاده منوچهر محمدی به احمد شهید

جناب شهید سخت است به عرض برسانم که در ایران تنها من و خانواده‌ام نیستیم که شاهد به قتل رسیدن و یا بازداشت و شکنجه شدن بصورت خانوادگی از سوی رژیم میباشیم بلکه هزاران خانواده در ایران وجود دارند که ...

اهدای جایزه سازمان علمی مسا به منوچهر و اکبر محمدی

اهدای جایزه سازمان علمی‌ مسا ( آمریکا ، کانادا و خاورمیانه) به مبارزان راه آزادی و دمکراسی در سال ۲۰۰۶ میلادی برابر با ۱۳۸۵ خورشیدی به اکبر و منوچهر محمدی.

اعطای تقدیرنامه به منوچهر و اکبر محمدی از سوی جرج دبلیو بوش در سال ۲۰۰۸ میلادی

Go to Blogger edit html and find these sentences.Now replace these sentences with your own descriptions.This theme is Bloggerized by Lasantha Bandara - Premiumbloggertemplates.com.

‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان. نمایش همه پست‌ها

۲۹ مرداد ۱۳۹۶

نامه مازیار شکوری به منوچهر محمدی به مناسبت سالگرد ۱۸ تیر کوی دانشگاه تهران

باسمه تعالی
برادر بزرگوار جناب آقای منوچهر محمدی
با سلام و ارادت
از آنجا که مدت زمانی ست توفیق نداشته ام کما فی السابق از احوال شریف جویا شوم و عرض ادب و ارادت نمایم وقت را غنیمت شمرده تا در سالگرد برادر مرحوم تان زنده یاد اکبر محمدی عرض مراتب احترام را خدمت شریف عرضه داشته و پاره ای از مسائل را با شخص شما طرح نمایم.
حضرتعالی خود بهتر از اینجانب و دیگر عزیزان بر اهمیت قیام هجدهم تیر ماه سال هفتاد و هشت واقف بوده و میدانید ابعاد این قیام و بازخوانی تاریخی و تحلیل دیگرباره آن از چه اهمیت و تأثیری بر آینده سیاسی ایران برخوردار میباشد. شما خود از بازماندگان آن قیام و حوادث پس از آن یعنی زندان ها و شکنجه ها بوده اید. بی شک فضای سیاسی آن سالها را به خوبی به یاد دارید. قیام هجدهم تیر در شرایطی به وقوع پیوست که اختناق بر جامعه حکومت میکرد و حتی جریان اپوزوسیون وقت که همان جریان موسوم به دوم خرداد بود خود ریشه در رژیم و بنیان های آن داشته و به همین جهت سعی بر آن داشت تا اختلافات سیاسی با جناح راست حاکم را در چارچوب های به رسمیت شناخته شده ساختار قدرت پیش برده و به بیانی دیگر کنترل نماید. به خوبی به یاد دارید که در آن مقطع حتی نهضت آزادی و نیروهای ملی مذهبی روزمره از سوی نیروهای موسوم به دوم خرداد مورد طرد قرار گرفته بر پایه قاعده خودی و غیرخودی مورد تجزیه و تحلیل قرار میگرفتند. جنبش دانشجویی وقت هم مستثنی از این دید و قاعده نبود. جناح دوم خرداد که در آن مقطع حساس کابینه دولت را در دست داشت و مطبوعات و جراید کشور را مالک بود همواره سعی بر آن داشت تا جنبش دانشجویی را هم به گونه ای اخص کنترل نموده و از آن به عنوان ابزاری در راستای جنگ قدرت بر برابر جناح دیگر حکومتی بهره جوید. به یقین به یاد دارید که در همان مقطع دفتر تحکیم وحدت هم بیشتر تحت تأثیر و القائات همین جناح سیاسی قرار داشت و آقای علی افشاری در زمان با تحمل چه رنج و سختی هایی توانست برای اولین بار پای جناب آقای دکتر یزدی را به عنوان میهمان به دفتر تحکیم وحدت بگشاید. در آن ایام به نظر برخی از فعالان دانشجویی فعالیت دانشجویی در خارج از آن مدار بی هوده مینمود، چرا مطبوعات و جراید در دست اپوزوسیون حکومتی بودند و فقط به گونه ای سلیقه ای مواضع جریان دانشجویی وابسته به دوم خرداد را در سطح جامعه انعکاس میدادند. از این جهت اشخاصی که نسبت به جناح های حکومتی وقت از استقلال رأی و فکر برخوردار بودند از آنچنان میل و رغبتی برای فعالیت های دانشجویی برخوردار نبودند. از این زاویه است که امروز نقش حضرتعالی و زنده یاد اکبر محمدی از اهمیت برخوردار میباشد. همانگونه که میدانید و میدانیم جریان دوم خرداد قصد بر آن داشت تا از دانشجویان در حوادث کوی دانشگاه تهران فقط و فقط در محدوده قدرت و اعتراض به تعطیلی روزنامه سلام بهره جسته تا در جنگ قدرت ضرب شستی به جناح مقابل نشان دهد. اما در این میان آنچه بازی از پیش طراحی شده را بر هم زد و اعتراضات کوی دانشگاه تهران را از درون دانشگاه و نزاع درون حاکمیت به خارج از دانشگاه کشاند تا به قیام ملی هجدهم تیرماه تغییر ماهیت دهد زنده یاد اکبر محمدی و دیگرانی همچون او بودند که معتقد به تنزل حرکت سیاسی جامعه دانشجویی ایران در محدود دعواهای جناح های حکومتی نبودند.
پس از تظاهرات مردمی سی خرداد ماه شصت این اولین بار بود که پس از مدت ها رژیم جمهوری اسلامی با چالشی ملی مواجه می شد. نیروهای دانشجویی مستقل همچون زنده یاد اکبر محمدی به شکستن دایره مطالبات دانشجویی در محدوده خواست های رژیم نائل آمدند و بنیانی نو در تاریخ مبارزاتی پس از انقلاب بنا نهادند که هم مسیر عمومی مبارزات را تغییر داد و هم نقطه عطفی در مبارزات جنبش دانشجویی ایران شد.
برادر بزرگوار، آقای محمدی همانگونه که میدانید از وضعیت شما مطلعم و میدانم به علت استقلال رأی و اعتقادی که در مبارزات سیاسی بر اصل استقلال دارید از قدرت های خارجی تغذیه نشده اید و همواره دست رد بر سینه قدرت های خارجی زده اید. به یاد دارم همان روزهای اول که به امریکا رسیده بودید در تلویزیون صدای امریکا پرده از توطئه ای مهم برداشتید و گفتید که دولت وقت امریکا خواهان بهره برداری از موقعیت شما بوده تا با قرار دادن امکانات مالی و رسانه ای بخشی از اپوزوسیون را با شما همراه کند تا شما رئیس جمهور ایران شوید اما شما با رد این درخواست دولت وقت امریکا توطئه چلپی سازی را نقش بر آب کردید و بر اصل استقلال پای فشردید و اکنون هم برای ادامه راه مبارزه با مشکلات عدیده مالی و غیر مالی دست و پنجه نرم میکنید و نتوانسته اید برنامه های مبارزاتی را که در نظر داشتید عملی نمایید. به هر حال چه میشود کرد برادر گرامی؟؟؟ صحیح است که ایستادن بر اصل استقلال حیاتی ترین اصل در مبارزه سیاسی ست اما دست از کار هم نمیتوان کشید و در کنجی منفعلانه در انتظار نشست و نظاره گر بود.
حضرتعالی شرایط موجود را بهتر از بنده ادراک مینمایید که امروز میهن و ملت انحصارا از سوی استبداد حاکم تهدید نمی شود بلکه، اپوزوسیون ها فاسد وابسته به قدرت داخلی و خارجی و مضافا اپوزوسیون جعلی تهدیدهای دیگری برای میهن و ملت میباشند.
منظور نظر اینکه اکنون امروز بازار سیاسی ایران به بازار مکاره ای مبدل شده است و اشخاصی که فاقد عقبه سیاسی و مبارزاتی بوده اند سیره حبیثه ای را پیشه کرده اند تا از هر نمدی برای خود کلاهی دست و پا کنند که کرده اند. قیام ملی هجدهم تیرماه و مبارزات دانشجویی هم پس از سال ها از این آفات در امان نمانده است. برخی در رسانه ها خود را رهبر جنبش دانشجویی و قیام ملی هجده تیر معرفی کرده اند و برخی دیگر از این شجره ملعونه به علت واکاوی نشدن ابعاد این قیام برای خود پیشینه ای سراسر جعل و دروغ بافته اند. امروز آنچه بر دوش شما سنگینی میکند این است که هرچه سریعتر خاطرات خود را تحت عنوان کتابی پیرامون خاطرات خود از قیام ملی هجده تیر و ابعاد آن منتشر نمایید تا باشد که به عنوان مرجعی در راستای مبارزات آینده قرار گرفته و راه را بر سوء استفاده گران که از آفات هر جنبش قیامی میباشند بند آورد. این نه به عنوان یک درخواست، بلکه تکلیفی ست که به عنوان برادر کوچکتر خدمت شریف یاد آور می شوم. آنچه که امروز میتواند و میباید ادامه سبیل مبارزه زنده یاد اکبر محمدی قرار گیرد همان است که معروض داشتم. چرا که نه قیام هجدهم تیر مسئله ایست انحصاری و نه فقط اکبر محمدی برادر شما بلکه، قیام هجدهم تیرماه همانگونه که شرح آن رفت برگی و نقطه عطفی در تاریخ مبارزاتی میهن و ملت است و اکبر محمدی هم برادر تمامی جوانان ایران و فرزند تمامی پدران و مادران این مرز و بوم.
ایام عزت برقرار
مازیار شکوری گیل چالانhttp://bakhtare-emruz.net/
۸/۵/۱۳۹۶

حال که کیانوش سنجری به حبس طویل المدت محکوم شد چه پاسخی برای گفتن دارید ؟


حال که کیانوش سنجری به حبس طویل المدت محکوم شد چه پاسخی برای گفتن دارید ؟
سخت نیست برای من که بابت کیانوش سنجری سفره دلم را با شما باز کنم چون اشک مرا نمیبینید، بشرط آنکه بزرگ و جوانمرد باشید
کیانوش سنجری از فرط تعدد و تکثر حکومتی (چند حکومتی) باند‌های سیاسی اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور مستاصل شد و
ناچار به گریز از آمریکا شد تا به مادرش در ایران بپیوندد و اینبار نیز برای همیشه، عشق واقعی‌ خود را نثار مادر همیشه بیمارش در ایران نماید بجای تکرار اشتباه در ادامه عشق به بسیاری از گروه‌ها و اپوزیسیون‌های خود شیفته، منفعت طلب و سودجو، و دردناکتر از هر چیز، آنکه او برای نایل شدن به این هدف حتی حاضر شد از جان خود مایه بگذارد و یا نیز رفتن به زندان‌های طویل المدت در ایران را ترجیح دهد بر ماندن در آمریکا، لذا همآنان نیز در حرکت انزجار آمیز دیگر با آلوده شدن به گناه دیگر یعنی برای پاک کردن گناه خود و لوث کردن مساله، رفتن او به ایران را پیوسته گناه، نادرست و مشکوک تلقی کردند بجای اقرار به اشتباه و گناه شان.
همه ما اپوزیسیون، رفتار غیر انسانی‌ و جنایات رژیم توتالیتری ولی‌ فقیه را به آسانی میبینیم اما رفتار ناصواب خودمان را هرگز نمیبینیم و اگر هم میبینیم به سختی میبینیم و حال هم که به سختی میبینیم حاضر نیستیم به روی خودمون بیاوریم! چقدر چندش آور است که همه ما در ظاهر بنام مردم اما در واقع برای خود خواهی‌ها و منافع مالی‌ و آینده زندگی‌ خودمان در داخل و خارج دست و پا می‌زنیم بطوریکه هیچوقت به روی خودمان نیاوردیم که چگونه کیانوش سنجری پس از اخراج خود و ده‌ها دوستش از تلویزیون فساد آلود و چاپلوس پرور صدای آمریکا بعلت باند بازی‌های مرسوم همیشگی‌ در آن، روزگار میگذرانده است!
حال در مورد کیانوش سنجری، سخن من با آنهایی است که به من باور دارند و نه‌ به آنهایی که به هیچکس جز خودشان باور ندارند و بیمارگونه در خودشان هستند و با خودشان حال میکنند !
سخت نیست برای من که بابت کیانوش سنجری سفره دلم را با شما باز کنم چون اشک مرا نمیبینید، بشرط آنکه بزرگ و جوانمرد باشید آنگونه که اگر خود اشک نمیریزید شمه‌ای از اشک مرا که از سخن نوک قلم من جاری شده است ببینید بی‌ آنکه از قبل خود را به فکر مقابله و یا برخورد با آن آماده کرده باشید چون در آنصورت حداقل برای خود قاضی عادلی نخواهید بود.
کیانوش سنجری، دو هفته قبل از اینکه قصد بازگشت حتمی به ایران به سرش بزند در طول ۲ ماه، دو بار از واشینگتن دی سی‌ به لوس آنجلس مسافرت کرده بود و هر بار نیز به مدت دو هفته در منزلم، مهمانم بوده است. چرا ؟
بله، کیانوش سنجری در لوس آنجلس به دنبال یک شغل و یک منزل اجاره‌ای ولو چندان نامناسب میگشت اما او هر بار در مصاحبه شغلی‌ با آمریکایی‌ها با شکست مواجه شده بود و دردناکتر آنکه وقتی‌ او دید که سرمایه داران بی‌ علم سیاسی و منفعت طلب ایرانی با شرکت‌های کوچک و بزرگ آنچنانی که هر یک، یا منافعشان به طریقی با رژیم ایران گره خورده است و یا نیز به اپوزیسیون‌های سیاسی این و آن گروه وابسته شده است بطوریکه هر یک از آنان از فهم و درک عدالت و استقلال سیاسی بیگانه هستند و حاضر به دادن شغل به شخص مستقلی چون او نیستند، ایشان بناچار از من تقاضا کرد که او را در کسب یک شغل و خانه استیجاری ولو نامناسب یاری سازم، اگر چه من تمامی مساعی‌ام را برای تقاضای او مصروف نمودم اما موفق شدم که تنها منزلی برای او تهیه نمایم، علاوه بر آن پیشنهاد دادم که حتی اگر بخواهد کلبه من برای همیشه در خدمت اوست اما چه کنم که در تهیه شغل برای او هیچوقت موفق نشده بودم و اما او اصرار داشت که قبل از هر چیز دوست دارد شغلی‌ داشته باشد تا بتواند در آن شغل کار کند و اجاره منزلش را با کسب دستمزد کار خویش پرداخت نماید. اما گویا فرهنگ شده است که از سوی اپوزیسیون وابسته، تلاش اپوزیسیون غیر وابسته برای حفظ استقلال سیاسی در آمریکا، جرم تنبیهی چون عدم دستگیری بکار رود و فراتر از آن نیز، فرار از گشنگی، بی‌ خانگی و مرگ صد در صد در آمریکا به سوی مرگ نسبی‌ و حبس‌های طویل المدت در ایران هم، تهمت مغرضانه و بی‌ پایه‌ای چون جاسوس داده شود!
به امید آزادی ایران و رهایی تمامی روزنامه نگاران و فعالین سیاسی و حقوق بشری در آمریکا، اروپا، آسیا و سراسر جهان که کمترین وابستگی‌ به این دسته از سرمایه داران بی‌ اخلاق و ناآگاه وابسته ندارند و از هیچ دولتی نیز پول دریافت نکرده و نمیکنند و به سختی روزگار میگذرانند و همچنین نیز به امید برقراری هر چه زودتر عدالت و دولت سوسیال دموکراسی نوین در ایران